عبد الله قطب بن محيى

234

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

عِنْدِنا وَ ذِكْرى لِلْعابِدِينَ . « 1 » آنجا كه ذكرى لأولى الالباب فرمود وهبنا گفت و منّا ، براى آن كه متعلّق همت اولى الالباب وهب است و مطمح نظر ايشان منعم ، و آنجا كه ذكرى للعابدين فرمود آتينا گفت به لفظ عام و من عندنا ، براى آنكه متعلّق همت عابدين كسب است و مطمح نظر ايشان نعمت ، « فتفاوتت وجوه الخطاب لتفاوت المشاهد » . و مختار در تفسير اين آيت اين است كه اهل او را كه متوفى شد در دنيا به او ندادند ، بلكه در آخرت به او دادند ، اما در دنيا مثل ايشان او را كرامت شد . پس وليّم ايده اللّه بر آنچه خداى عزّ و جلّ از وى بازگرفت صبر كند تا به او نيز به عينه همين معامله رود ؛ اى وليّم ! كرامت مؤمن را نزد خداى عزّ و جلّ پايانى نيست ، چه دانى كه براى مؤمن چه‌ها نهاده‌اند ؟ اگر مؤمن آنچه وى را است نزد حق عزّ و جلّ بداند تلخىهاى جهان چون شكر بخايد ، چون شكر در پى دارد ، جان جاهلان گزيدهء مار نااميدى است و الّا در جام اميد ، اميدواران زهر ناب همچون آب نوشد . اى وليّم ! جان مؤمن به خداى آراميده باشد و به آنچه نزد خداى است اميدوار ، چه اين‌ها همه پنهان به او نموده باشد و حديث آن آهسته در گوش او فروخوانده ، بيرون آمدن او به سوى حسنات جهان همچون بيرون آمدن صاحب قلعه است از قلعه در پى صيد ، اگر يافت ، يافت و اگر نيافت بر قلعه و آنچه در آن است بركت باد . اما جستن جاهل حسنات دنيا را همچون جستن گدايان است لقمه‌ها را از ابواب ، كه اگر نيافتند هيچ ندارند ، لاجرم به كلّ وجود خود آن را جويند و به تمام همّت متوجه آن باشند . به خلاف مؤمن كه آنچه حقيقت وجود او است اصلا به سوى آن بيرون نيايد و آنچه خلاصهء همت اوست قطعا به آن متعلق نگردد ، بلى چون ديگ همت مؤمن به آتش عشق در جوش آيد ، هر ديگى را كف باشد و آن كف در وصله طعام ننشيند ،

--> ( 1 ) . سوره انبياء ، آيه 84 « و نظيرشان را همراه با آنان [ مجددا ] به وى عطا كرديم [ تا ] رحمتى از جانب ما و عبرتى براى عبادت‌كنندگان باشد » .